جمهوری ویرانه
سخنان رئیس قوه قضائیه را در جمع مسؤولان دادگستری بخوانید تا با معنی ریاست در جمهوری اسلامی آشنا شوید.
روزنامه نوروز
نوشته که این سخنان تکاندهنده است. علت این موضوع این است که سران حکومتی واقعیتها را میدانند ولی معمولاً واقعیتها را نمیگویند، چرا که فرهنگ حکومتی فرهنگ پنهانکاری و تقیه است.
هاشمی شاهرودی وضعیت سیاهی را تشریح میکند که امر قضا در حکومت عدل اسلامی است. چیزی که واقعاً تکاندهنده است نه این واقعیتی است که همه با آن آشنایند بلکه نحوه ریاست و مدیریت ایشان است. رئیس قوه قضائیه فکر میکند که با نصیحت و موعظه اخلاقی، به تنهائی، میشود ویرانه قوه قضائیه را آباد کرد. تعجبش از این است که بعد از دو سال رهنمود خردمندانه چرا چیزی تغییر نکرده.
عدهای را به نام مسؤولان اجرائی دور خودش جمع کرده و با زبانی پدرمآبانه توپ و تشر میزند. میگوید که شما عقدهای هستید، رشوه میگیرید، شکنجه میکنید. میگوید که شماها مثل مردهشور هستید که از بس مرده دیده است چیزی در او اثر نمیکند. سؤال نمیکند که چرا حکومت اسلامی این جور آدمها را جذب خودش میکند. این مسؤلان قضائی ظاهراً صمٌ بکم نشستهاند و یک کلمه هم از خود دفاع نمیکنند. از این چنین مدیرانی چه انتظاری میتوان داشت؟
آقای هاشمی شاهرودی احتمالاً برای کسب وجهه اجازه انتشار این سخنان را دادهاند. بخصوص بعد از شک و تردیدهائی که در مورد وضعیت تابعیت ایشان پیش آمد، و هم این طور بعد از انتشار چند ویدیو در باره شکنجه متهمان قتلهای زنجیرهای.
روابط بینالملل در جمهوری اسلامی به وضع فاجعهباری رسیده. اقتصاد کشور اسفناک است. نهاد قانونگذار اجازه قانونگذاری ندارد و دادگستری هم بیدادگاه ویرانهای بیش نیست. مسؤول سیاستهای کلان در جمهوری اسلامی کیست؟ آیا وقت آن نرسیده است که این شخص محاکمه شود؟